💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
گروه کوهنوردی آوا
گزارش صعود به قلل ایران

اطلاعیه / قابل توجه مسئولین بخش های جستجو و نجات استان‌ها انعقاد تفاهم نامه همکاری فدراسیون با سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر واژه کوهستان یا قبرستان: شاهوار ۱۷.۱۲.۹۷ یخ نوردی دره هملون ۲۸.۱۰.۹۷ گاوبینی ۲۱.۱۰.۹۷ گاوبینی ۲۱.۱۰.۹۷ نجفدر به هاره قسمت سوم تصاویر


post

بنام خدای مهربان

 

اميدها و آرزوهايم را در کوله بارم مي گذارم
به کوه مي برم
آنها را مي سپارم به باد ، به ابر ، به پرنده
وقلبم را به سپيدي آب
در آينه چشمه ساران
به تماشاي زندگي مي سپارم
و سرشار از عشق بر مي گردم
تا سرود هاي چگونه زيستن را در گوشهاي کوچک کودکان سرزمينم زمزمه کنم .

 

نام برنامه : قله بند عیش 19/10/93

همنوردان : هادی احمدی ، محمد کردستانی ، حامد و حسن . وخودم

 

 قلهبندعیشازارتفاعاتشمالغربتهرانودرشمالمناطقکن ( پارککوهسار،شهرانوحصارککنواقعشدهاستکهارتفاعقلهآنبه 2760 مترمیرسددرسالهایاخیربااحداثپارککوهستانیکوهساردرشمالمنطقهکنکهمحلیمناسبجهتتفریحوپیادهرویبودهیکیازمسیرهایصعودبهقلهمحسوبمیشود . دردامنههاومسیرهایجنوبیقله،فضاییجهتپیستموتورسواری  وپروازباپاراگلایدروکایتمیباشددرطولمسیرقناتهاوچشمههایفراوانیوجوددارد .

بطور کلی مسیر های دسترسی به قله بند عیش از این قرار است :

مسیر جنوبی :پارک کوهسار، دره حصارک کن ، شهران (وسک) دره دوچناران  . این قله به راحتی از تهران قابل مشاهده است ، اگر رو به شمال بایستید ، در سمت چپ (غرب) ساختمان علوم تحقیقات را در دل کوه های حصارک کن مشاهده می کنید ، در سمت چپ ساختمان علوم تحقیقات دانشگاه آزاد قله ای را جستجو نمایید که به حالت دیواره ای از سنگ تشکیل شده است ، این قله همان قله بند عیش است .

مسیرغرب :  ازشرقسولقاندرهایژرفوعمیقکهدرانتهابهقلهختممیشود .

مسیرشمالی :  مسیردسترسیشمالیازجادهامامزادهداوود ( منطقهآبزندگانی ) ودرهمنتهیبهرندانمیباشد .

مسیرشرقیوشمالشرقی : اینمسیرمشتملبرراهیپاکوباستکهازغربامامزادهداوودبهسمتقلهمیرود .

ازجاذبههایزیبایطبیعیدرهحصارک،آبشارهایمتعددودرختانبیدحاشیهچشمهاست.

سرتاسردرهدوچناران ( ۲۱۰۰ ) همپوشیدهازدرختانگیلاسوهلووگردوستکهاینباغاتزیباییخاصیرادرفصولمختلفبهمنطقهمیدهد . درقسمتشمالی (۲۲۷۰ ) وغربی ( ۲۲۹۳ ) دوچناراندواستخرجهتجمعآوریآبهایروانوچشمههااحداثشدهاست . ایناستخرهاتامینکنندهآبکشاورزیباغاتمیباشد .

 

زمانیکهبرفرازقلهروبهجنوبمیایستیم،درجهتشرقماارتفاعات توچالوهمچنينقله دوشاخولزونخودنماييميكنندودرسمتجنوبغربیروستایسولقان،امامزادهداووددرشمالشرقیوپهنهحصاردرشمالغربودرجنوبشهرتهران  نمايان است .

برایرسیدنبهامامزادهداوودازرویقلهمسیریپاکوبوجودداردکهبادوسهساعتکوهپیماییبهامامزادهمیرسد.

براسی دیدن بقیه عکسها ادامه مطلب راببینید

فکر میکنید این عکس چیه ؟؟؟

 این تیر برق در منطقه حصارک تهرانه :((

 

اینم شکست زمین ناشی از ساخت و ساز های بی مورد:((

 

 




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : یکشنبه 28 دی 1393 ارسال نظر(0)

قله وردیج از مسیر دره هریاس 12.10.93

 

بنام خدای مهربان

 

كوه يعني دوباره تازه شدن يعني لذت نوشيدن يك فنجان چاي زير يك سقف باز،

كوه يعني لبخند خدا، روييدن يك گل نزديك او،

شنيدن موسیقي باد ،زمزمه آب،رقص نور،رويش يك علف بي دغدغه له شدن،

 شكفتن يك شقايق بي هراس از چيده شدن و...

 

نام برنامه:  قله وردیج از مسیر  دره هریاس 12.10.93

منطقه : تهران ، جاده امامزاده داوود ، دره هریاس

همنوردان: 16 نفر

هریاس نام دره ای در منطقه کوهستانی کن و سولقان می باشد جهت این دره غربی ، شرقی است و غیر مسکونی . وجود باغات میوه و چشمه آبی که از کوههای کشار و وردیج سرچشمه می گیرند صفای خاصی را به محیط پیرامون داده است . چشمه بعد از سیراب کردن باغات و گذر از دره به آبشار هریاس و نهایتا" به رودخانه کن می ریزد.

انتن موبایل در اول مسیر وجود ندارد

 آب در طول مسیر وجود دارد.

از مسیر جاده امامزاده داوود که حدود 10 دقیقه رانندگی کردیم و سپس بعد از پارک خودرو ساعت 7 صبح شروع به  صعود نمودیم. در ابتدای مسیر شیب نسبتا تندی بود که بعد از حدود نیم ساعت به شروع به پیمایش در طول مسیر به طرف غرب کردیم. ساعت 9 برای صبحانه کنار چشمه توقف نمودیم.

ساعت 9:30 دوبار در طول مسیر ادامه حرکت داده بعد از رسید گذشتن از یال پر شیب به طرف قله وردیج حرکت کردیم ساعت 11:30 دقیقه به قله ئردیج رسیدیم. بعد از مسیر شمالی از روی خط راس به طرف شرق و خودرو ها  فرود آمده  و ساعت 17 برنامه به پایان رسید .

با تشکر از همه عزیزانی که در این برنامه ما را همراهی نمودند. بامید صعودهای زیباتر در کنار همه دوستان بامید دیدار.

برای دیدبقیه عکسها ادامه مطلب را ببینید

 

 تبادل لینک رایگان

تبادل لینک رایگان

 

تبادل لینک رایگان

 




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : یکشنبه 21 دی 1393 ارسال نظر(0)

صدا و سیما و جنایتی به نام چیپس و پفک

 

چیپس و پفک، همچنین با تغییر ذائقه به ویژه در کودکان و نوجوانان، آنها را به مصرف بیشتر روغن و نمک در طول زندگی ترغیب می کنند/آیا واقعاً می ارزد برای این که صدا و سیما کاسبی کند و پولی به دست بیاورد، مردم و به ویژه نسل آینده به انواع بیماری ها دچار شوند و هزارات برابر درآمدی که صدا و سیما کسب کرده، صرف دارو و درمان بیماران شود؟!

صدا و سیما و جنایتی به نام چیپس و پفک
 عصر ایران - صبح و ظهر و عصر و شب، رادیو و تلویزیون و شبکه های مختلف، پر است از تبلیغات پر طمطراقی که چیپس و پفک* را تبلیغ می کنند؛ آنچنان تبلیغ می کنند که گویا غذایی بهشتی عرضه شده است و مردم، نباید از آن غفلت کنند. مخصوصاً بچه ها باید شتاب کنند تا از این قافله عقب نمانند!

مضرات چیپس و پفک را همه می دانند؛ نمک و چربی های عمدتاً مضرّ، بخش جدایی ناپذیر این محصولات هستند. این ها، علاوه بر آسیب هایی که در لحظه بر بدن انسان وارد می کنند، با پر کردن حجم معده، مانع از خوردن مواد مغذی و مفید می شوند و بدین ترتیب، بدن را با کمبود مواد لازمی مانند انواع ویتامین ها و پروتئنی ها و ... مواجه می کنند. این امر به ویژه در بنیه کودکان و نوجوانان اثر منفی می گذارد و آنها را در تمام سال های بعدی زندگی شان، تحت تأثیر قرار می دهد. 

چیپس و پفک، همچنین با تغییر ذائقه به ویژه در کودکان و نوجوانان، آنها را به مصرف بیشتر روغن و نمک در طول زندگی ترغیب می کنند و بدین ترتیب، بی آن که بدانند ذائقه شان تربیت یافته مکتب چیپس و پفک است، بیش از حد استاندارد درگیر نمک و روغن می شوند. این دومینو در ادامه مسیر مرگبارش، به بیماری های متعدد قلبی و عروقی در طول زندگی منجر می شود و در نهایت، به امراض صعب العلاج و حتی مرگ های زودهنگام می انجامد.

با همه این ها، صدا و سیما به عنوان فراگیرترین رسانه داخلی، برای آن که درآمدی برای خود دست و پا کند، چشم بر همه این آثار مخرب و منفی بسته و بی توجه به این که کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالانی که تحت تأثیر این تبلیغات، در مسیر بیماری و مرگ قرار می گیرند، مدام پول می گیرد و این محصولات بیماری زا و مرگبار را تبلیغ می کند.

شاید صدا و سیما بگوید که این محصولات، هم پروانه بهداشتی دارند و هم آرم استاندارد و بنابراین، منعی برای تبلیغ شان نیست.
اگر چنین بگویند، صرفاً یک توجیه است زیرا پروانه بهداشتی و آرم استاندارد، نشانه این نیست که چیپس و پفک، ضرر ندارند، بلکه نشانه این است که این محصولات مضرّ، در شرایط تعریف شده، تولید شده اند؛ همین! مثل این که سیگار تحت نظارت وزارت بهداشت و با پروانه بهداشتی و آرم استاندارد تولید و عرضه شود و به همین استناد، آن را سالم تصور کنند، کما این که این جمله، متعلق به سخنگوی وقت شرکت دخانیات است: "تولیدات سیگار در کشور براساس آخرین استانداردهای جهانی انجام می‌شود و سلامت و بهداشت مصرف‌کننده از اولویت‌های اصلی این شرکت است."

بی هیچ مبالغه و تردیدی می توان گفت و بر این گفته اصرار کرد که تبلیغ چیپس و پفک، که مخاطب اصلی آن نوجوانان و کودکان معصوم هستند، جنایت علیه نسل کنونی و نسل آینده کشور است. 

این که چرا این محصولات تولید می شود، بر می گردد به این که بالأخره تقاضا وجود دارد و اگر تولید نشود، قاچاق می شود (مانند سیگار)؛ اما تبلیغ مستمر آن و ایجاد تقاضای فوق العاده در بازار، جنایت نابخشودنی و ظلم آشکاری است که بخش بازرگانی صدا و سیما، آشکارا مرتکب می شود و کسی هم جلودارش نیست.

آیا واقعاً می ارزد برای این که صدا و سیما کاسبی کند و پولی به دست بیاورد، مردم و به ویژه نسل آینده به انواع بیماری ها دچار شوند و هزارات برابر درآمدی که صدا و سیما کسب کرده، صرف دارو و درمان بیماران شود؟!

شاید رئیس جدید صدا و سیما، با نگاهی واقع گرایانه به موضوع، سلامت مردم و به ویژه فرزندان خردسان ایران را بر درآمد آگهی های صدا و سیما، ترجیح دهد. 



نویسنده : avagroup تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 ارسال نظر(0)

قله اراکوه 5.10.93

 

سلام متاسفانه ساخت وساز در مناطق حفاظت شده ای که با چشم ، می توان گله های بز وکل و جای پای گرگها را در این منطقه دید.

ولی متاسفنه این برجهای ساختمانی که اکوسیستم منطقه رو کاملا داغون می کند.و همین عوامل نیز باعث چه مضراتی هستند.همه می دانیم.

خدا بخیر کند عاقبت همه را... امین

رایگان

رایگان

رایگان

رایگان

 

 




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : شنبه 06 دی 1393 ارسال نظر(0)

پرسون 28.9.93

 

گزارش تصویری قله پرسون که بعلت باد و بورن شدی موفق به صعود به قله نشدیم.

همراه با استاد عزیزم نادر نوا.حسین و باجیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

 

 




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : شنبه 06 دی 1393 ارسال نظر(0)

14.9.93واسفحان

 

 

اینم یه گزارش تصویری از روستای واسفجان .پردیس

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم با لینک مستقیم




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : شنبه 06 دی 1393 ارسال نظر(0)

نامه ای از «یخچال پیر سبلان»: گفتم که قبل از مرگم درد و دلی با شما کنم!

 

نامه ای از «یخچال پیر سبلان»:
گفتم که قبل از مرگم درد و دلی با شما کنم!

 «ابوالفضل زمانی» عزیز دیروز اطلاع داد که به تازه‌گی نامه‌ای به دستش رسیده است، نامه‌ای سوی «یخچال پیر سبلان»! ... نامه را برای «کوه‌نوشت» هم ارسال کرد تا با هم بخوانیم و تأمل کنیم! ... از نظر می‌گذرانید:

سلام و درود بر انسانهای خونگرم!!

    امیدوارم که حالتان خوب باشد و اوضاع زندگی به کامتان. تا زمانی هم که(زبانم لال) بعد از 120 سال زندگانی  را بدرود می گویید هیچگاه "بی آبی" را نبینید. واقعاً خدا آن روز را نیاورد که خیلی سخت است.

   خوبه اول نامه بگم که اصلاً قصد نوشتن این نامه را نداشتم. از اجدادمان یادگرفته ایم که محکم و سربلند زندگی کنیم و در خدمت "زندگانی" باشیم، تا می توانیم نیکی کنیم و بر بدی ها چشم پوشیم. انسانها،حیوانات و گیاهان و هر جانور دیگری که صاحب زندگانی است را دوست بداریم به نحوی که اشک ها و گریه هایمان نیز "مایه حیات"شان شود. اما دیگر دلم داشت کباب می شد. نمی دانید که شاهد مرگ یک یخچال بودن چقدر سخت است. اینکه برفچالها عمرشان عین گل شده و در چند صباح بدرود حیات می گویند. آخر قدیمها اینگونه نبود که! برفی که می بارید بر فراز و دل کوهها می ماند و کم کم می شد یک یخچال کوهستانی رشید و هزاران سال طول می کشید تا اندکی پیر شود. 

    به هر حال گفتم که قبل از مرگم درد دلی با شما بکنم تا که شاید بخود آیید. خدا خودش شاهد است که به خاطر خودتان است که این نامه را می نویسم و آن دلبستگی که شما به زندگی دارید را ما نداریم. سالیان درازی است که ما همچون سدهایی آب را در خود فسرده نگه داشته ایم و به فصل گرما که می رسیم و گرمای طبیعیِ طبیعت تشنگی جانداران را افزون می کند ما نیز بیکار نمی نشینیم. با خورشید همنشین می شویم و یخمان آب می شود تا در پایین دستها رودها و جویهایی را روان کنیم و جاندارانی را سیراب. رسالت ما این است که بارشهای گاه و بی گاه را که هدیه آسمان به زندگانی است را بیندوزیم و به وقت نیاز به میان دشتها و رودها فرو فرستیم. همان کاری را که شما با سالها زحمت و هزینه های بسیار زیاد انجام می دهید و سدهایی را برای دخیره آب می سازید تا به وقت نیاز بی آب نمانید. ما نیز همان سدهاییم ولی بی دیوار و بی زیان!

   می دانیم که اوضاع زندگی سخت است و سرتان حسابی شلوغ شده. اندک زمان فراغتتان را نیز در کانون گرم! خانواده تان در گپ و گفتید و یا غرق در ارتباطات فضای مجازی. البته دوست داشتیم که ما نیز از این ارتباطات مجازی بهره مند بودیم و حالی از هم کیشانمان در کوهستانهای دیگر و از اجدادمان در قطبها می پرسیدیم ولی خب "همه بر سر زبانند و آنها در میان جان". شنیده ام که شما حتی جویای حال همسایه ها و اقوام خود نیز نیستید حال چه رسد به ما که در کنج کوهستانی دور افتاده قلبهایمان را در هم فسرده ایم. ما که جنسمان از یخ است و وجودمان سرد، از شما انسانها که دم از مردی و آدمیت میزنید با هم گرمتریم! چرا که گرمای دوستی برای ما گرمای بدی نیست و قطعا برای هیچ کس دیگری هم نیست. اتفاقاً گله ی ما از شما همین است که گرمای دوستی با ما را بر کنجی نهاده و گرمای دشمنی بر کف گرفته اید. بجای اینکه در دوستی با ما دمتان گرم باشد، به نابودی ما بر گرماییش گیتی میدمید و از هر وسیله ای که در دست دارید بهره می برید تا روزگار را گرمتر کنید! ولی دریغا که هر گرمایی گرما بخش نیست و شما با این کارهایتان آب و هوا را که منشاء حیات روزگارند را نایاب می کنید.

 یادم می آید که آخر تابستان پیش بود که داشتم با خورشید در مورد شما ها صحبت می کردم. او نیز دل پری از شما داشت که قرار شد نامه ای مستقل برایتان بنویسد. خورشید می گفت که "آدمها بی معرفتی را به نهایت رسانده اند و جز خودشان در این گیتی چیز دیگری را نه می بینند و نه قبول دارند. کم کم دارند همه طبیعت را از خود می رنجانند و می ترسم در آخر تک و تنها بمانند و افسوسِ دوستانی مثل جنگل، دریا، دریاچه، کوه، یخچال، گیاه، حیوان و حشره و ... را بخورند." طفلی خورشید برای دلجویی پیش ما آمده بود تا بگوید که تقصیر او نیست که هوا هر روز گرمتر می شود و باعث رنجش ما. می گفت" من همان خورشیدم و گرمایم نیز همان". قسم می خورد که ذره ای از تابشش را به ما کم یا زیاد نکرده است و این گرمایش فزاینده تقصیر او نیست. البته که ما حرف هایش را قبول می کنیم چون رفیقی است دیرین و روشن ضمیر! با این حرفهای خورشید یاد صحبتهای سال پیش "سایه" افتادم. برای عیادت برفچالی رو به موت آمده بود پیش ما. او نیز می گفت که " تا خورشید همان است، من نیز همان سایه ایم. طفلی بغضش گرفته بود و تا می توانست سایه اش را بر سر برفچال عزیز می تاباند اما دریغ که سایه هم گرم بود!

به هر حال ای آدم حسابی! که همه چیز بی حساب و کتاب برایت قابل درک نیست. ما ناراحت نیستیم از اینکه حالی از ما نمی پرسید و خوب میدانیم که تفاوت های ما و شما بسیار است که هرکدام از آنها می تواند دلیلی بر دوریمان از هم و سردی! رابطه مان شود. هر چه قدر هم ما سرما دوست باشیم از سردی دوستی ها بیزاریم!  واقعاً دمتان از این همه با معرفتی سرد. ببخشید گرم! آیا زمانی که رابطه ما باهم گرم! نیست و سالها و قرنها از ما خبری نمیگیرید باید با ما دشمنی کنید! ما که به سردی رفتارتان و بی محلیتان راضی شدیم(هرچند که ناراحتیم) ولی دیگر انتظار نداریم که وجود اندک ما را بر دل دوردسترین کوهها و قله ها نیز تاب نیاورید. مگر ما جای شما را تنگ کرده ایم که حالا به اندک وجود ما هم چشم طمع دارید؟ گمان می کنید که نابودی ما یعنی وجود شما!  خدا بیامرزد شاعر شیرین سخن سعدی را، یادم هست زمانی که داشت شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند را می گفت به او یادآوری کردم که بنویسد: "همه آفرینش ز یک پیکرند" ولی حیف که ایشان وزن شعرش را به اجابت خواسته ما ترجیح داد. کاش می بود و میدید که نابودی ما و کم شدن آب، خشکی دریاچه ها و گرم شدن هوا، دگر عضوها را چگونه به درد انداخته است. اما گویا که نفستان از جای گرم بلند می شود! الحق و والانصاف خیلی راحت است که آدمی سرش در کار خودش باشد و اسباب ضرر و زیان دیگران را فراهم نیاورد. آنطور که ما می دانیم در قوانین مدنی و دینی شما هم این قضیه به صراحت آمده که مخل آزادی و زندگی دیگران نباشید. البته شاید ما را آدم حساب نمی کنید! بگذارید کمی روشنتر بگوییم(قصد جسارت نیست و می دانیم که شما اشرف مخلوقاتید و خداوندگارِ هوش و علم) تا ما را بهتر دریابید. ما در طبیعت اصلی داریم بنام "نهاد" که می گوید: هرکسی که بر نهاد و فطرت و حکمتی آفریده شده و در این باب از کسی نباید خرده ای گرفت و بنیادش را بر انداخت. همانطور که یک پلنگ باید وحشی باشد، یک قناری نیز باید زیبا باشد و این وحشی گری و زیبایی نمی تواند دلیلی بر دشمنی با آنها باشد. اهان؛ شما هم در این باب گویا ضرب المثلی دارید. اگر درست یادم مانده و مغزم یخ نزده باشد چنین چیزی بود: "نیش عقرب نه ره کین است، اقتضای طبیعتش این است". امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسانم. حالا از شما انسانهای گرانقدر،والا مقام، زیبا کلام، خوش مشرب، نوع دوست و ... عاجزانه خواهش داریم که اگر گرما برایتان مهم است بدانید که سرما هم برای ما مهم است. چطور زمانی که در اوج گرمای تابستان و وقتی که از گرما کلافه می شوید دلتان بر اندک نسیمی خنک لک می زند. ما هم بخیل نیستیم و لذت شما را ذلت خود نمی دانیم ولی شما را به هرچه که دوست دارید آن هنگام که از نوازش نسیم بر تن گرمتان لذت می برید خودتان را جای ما بگذارید تا شاید حال ما را دریابید! 

به هر حال دوست ندارم سرتان را خیلی درد بیاورم و اینجا هم هوا سرد است و خودکار ما هم خوب نمی نویسد. دایم باید از آفتاب بخواهم تا خودکارم را "ها" کند. ولی خب این سختی نوشتار و اندکی مجال را مانعی بر گفتن اشتراکاتمان با شما نمی دانم. یادمان نمی رود که پدر بزرگمان در قطب شمال دایم می گفت که زندگی تکیه بر اشتراکات است و تحمل تفاوت ها. ما می دانیم که بدون آب نه شما زنده اید و نه ما! همه وجود ما و شما آب است. آب مایه حیات شما و اصل بقای ماست. بنظرمان کم دلیلی بر دوستیمان نیست که هردویمان به یک چیز وابسته ایم. همه تفاوتهایمان در مقابل این اشتراک عمیق ذره ای بیش نیست. حال کاری نداریم که شما بدنتان گرم است و بدن ما سرد، مهم این است که پر شده ایم از آب. درست است که نمی توانیم همدیگر را در آغوش بکشیم. آغوش ما سرد و آغوش شما گرم است ولی از دور که می توانیم هوای هم را داشته باشیم و سلامی کنیم. یا حداقل بدی یک دیگر را نیز نخواهیم.

گمان می کنم خیلی صحبت کردم. در طول سالیان هم اینقدر با کسی صحبت نکرده بودم ولی خب چه کنیم که پیریم و چانه مان که گرم می شود کسی جلودارش نیست. 

در انتها به عنوان کسی که سالها آمدو رفت انسانها را دیده ام ، دیده ام که همیشه زیان رساندن به طبیعت برابر با ضرر خود انسانها بوده است از شما درخواست می کنم که ریش سفید مرا حرمت نهاده و قدر منابع آبی خود را بدانید، بدانید که بدون تکنولوژی می توان زندگی کرد ولی بی آب نه! بدانید که یخچالهای کوهستانی این مرز و بوم در حال آب شدن و نابودی اند. هوا هر روز گرمتر می شود و بی ملاحظه گی ها افزون. بیایید و از کوچکترین کارهایی که موجب گرم شدن زمین و آلودگی هوا می شود دوری کنید طبیعت را نیز از خودتان بدانید که واقعاً نیز اینگونه است.
امیدوارم یخِ رابطه تان با ما آب شود! 

دوستدارتان
یخچال پیر شمالی رشته کوه سبلان
مهر ماه سال 1120000003526

 



نویسنده : avagroup تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 ارسال نظر(0)

تقدیر از از فعالان جستجو و نجات کل کشور طی مراسمی در ۱۹ آذر ماه ۹۳

به آگاهی می‌رساند؛ این فدراسیون در نظر دارد طی مراسمی در آذر ماه سال جاری از فعالان جستجو و نجات کل کشور تقدیر نماید. از فعالان جستجو و نجات آن استان دعوت به عمل می‌آید در همایش مذکور شرکت نمایند.

- زمان برگزاری همایش: ۱۹ آذر ۹۳ از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۸:۳۰

- مکان برگزاری همایش: خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، ساختمان مرکزی شرکت ارتباطات زیرساخت، ورودی ۱۷، سالن شهید قاسم نصراللهی

 




نویسنده : avagroup تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 ارسال نظر(0)

برنامه قله پرسون 7/9/93

 

سلام 

قراربود برم قله توچال ولی اصلا حوصله شلوغی و سرو صدای جمعیت رو    نداشتم ، البته شاید بدلیل اینکه این هفته تنها بودم راستش حوصله هم نداشتم با گروه برم.دلم می خواست یه کم تنها باشم.ساعت 5 صبح پاشدم ولی باز حوصله ام نگرفت .خلاصه در تشک چال(رختخواب) خوابید تا ساعت 8 صبح، صبحانه رو خونه خوردم.کوله ام از شب قبل جمع کرده بودم.زدم بیرون ، رفتم به طرف دشت هویج.دلم میخواست یه جای وسیع و دشت باشه تا بیشتر لذت ببرم.در اتوبان امام علی علیه السلام تگرگ گرفت ،عجب هوایی ، به خودم گفتم خوب شد خونه نموندم والا کف می کردم. ساعت 10 صبح رسیدم به روستای افجه،خیلی خلوت بود.اینقدر مه غلیظی بود تا یک متری رو نمیدم.گفتم دمش گرم امروز از اون روزهای باحال و مشتیه...

در طول مسیر به حدی زیبایی بود که مجبور بودم خیلی توقف کنم و فقط عکس بگیرم.اخه واقعا زیبا بود.خودت ببینید اون وقت حق رو بمن میدید. 

تک وتنها زدم به دل مسیر (خودمونی بگم از این دیونه بازیها درنیارید خیلی خطر داره)

ساعت 11 رسیدم به دشت . یه ته بندی کردم . رفتم به طرف قله پرسون ، خوشبختانه مسیر رو قبلا برف کوبی کرده بودند ،ولی مه شدید و برف سنگینی که می اومد ، بعد از هر قدم کلا مسیر رو پر می کرد.

راستش چند بار ترسیدم وتصمیم گرفتم برگردم آخه اینقدر مه غلیظ شد که هوا مثل شب تاریک شد.

ولی باز دلم نمی خواست  اون سکوت رو ، ترک کنم.تا قله رسیدم حدود ساعت 13 شد.هوا بشدت خراب شد. خیلی سرد.منم که کوله ام کلا لباس بود پوشیدم. دستکش پر و لباس و خلاصه فرار به سمت پایین.خودمونیم  بگم ،

راستش رو بخواهید کار اشتباهی کردم

ولی وجدانا در اون سکوت وتنهایی و لذت سرمای و مه انچنانی و خلاصه باد .و بورانی که راه افتاده بود.خیلی حیجان داشت و اصلا دلم نمی خواست اونجا رو ترک کنم.

دوربین با خودم نبردم فقط با گوشیم چندتایی عکس گرفتم. مطمئنم شما هم اگر عکسها رو ببینید حق میدید که من تنهایی این صعود زیبا رو چرا ترک نکردم با وجود تمام خطراتی که داره... 

جاتون خالی انشالله تا برنامه بعدی .///

 

آگهی رایگان

آگهی رایگان

آگهی رایگان

آگهی رایگان

آگهی رایگان




ادامه مطلب...
نویسنده : avagroup تاریخ : شنبه 08 آذر 1393 ارسال نظر(0)

نظرخواهی در مورد چگونگی صعود مسئولانه به دماوند

نظرخواهی در مورد چگونگی صعود مسئولانه به دماوند

همۀ کوهنوردان طبیعت‌دوست کشور، از ریخت و پاش زباله در مسیرهای صعود به دماوند، و همچنین از فرسایش شدید خاک که ناشی از رفت و آمد مفرط در خارج از مسیرهای پاکوب است و  به‌ویژه در اطراف پناهگاه جنوبی به چشم می‌خورد، آگاهی دارند.

این آلودگی‌ها و فرسایش‌ها، در کنار مشکلات دیگری مانند چرای مفرط دام، رفت و آمد سنگین و چرای حیوانات باربر، آمد و شد خودروها تا ارتفاع 3000 متری مسیر جنوبی و 4000 متری غرب قله، معضل دفع فضولات انسانی، و ...  به سیمای طبیعی این میراث ملی آسیب رسانده است.

در شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور ما، آسیب‌دیدگی طبیعت اثرات بسیار سختی دارد و بازگشت محیط‌های آسیب‌دیده به وضع طبیعی بسیار زمان‌بر و حتی ناممکن است.

فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، انجمن کوهنوردان ایران، و انجمن دوستداران دماوندکوه در نظر دارند راهکارهایی برای کاستن از اثرات منفی کوهنوردی و گردشگری در دماوند بیابند.

از این رو، از جامعۀ کوهنوردی و دیگر دوستداران محیط زیست درخواست داریم نظر و پیشنهادهای خود را در مورد چگونگی دست یافتن به این هدف با ما در میان بگذارند. امید است که با استفاده از این نظرها، و با جلب همکاری مردم محلی و کارشناسان دانشگاهی و مسئولان رسمی در سطوح گوناگون، بتوانیم گام‌های موثری برای حفاظت از برجسته‌ترین چشم‌انداز سرزمین خود برداریم.

 

منبع : انجمن دوستداران دماوند کوه http://www.damavandkooh.com/




نویسنده : avagroup تاریخ : سه‌شنبه 04 آذر 1393 ارسال نظر(1)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به گروه کوهنوردی آوا مي باشد.